دنیای تردید

دردنیایی غرق شدم که مستوجبش نبودم ودردی را چشیدم که لایقش نبودم با دنیای نفرت آشنایم کرد وبلوای جنون خدایا در این بازار که محبت کیمیاست وگرگان در لباس میش رخنه کردند دریاب مارا واز حرمت لم یزلی وایزدی تنها تورا خواهانم گل با زبان بی زبانی گفت :بلبل وجود تودر کدامین دادگاه مجرم شدی مگر حکم تو چه بود ؟بلبل شیدا گفت:سوختم ولی سوختنم باور نبود ونغمه جانسوز من در نفیر عاشقان جاری شد .حکم صبر بر من فایق آمد ومن به انتظار مجازات شدم انتظاری که جرم عدم داشت .مرا در معبدگاه نگاهش به جرمی محکوم کرد که کسی یارای نگاهش نباشد پروبالم را بستند نت انتظار را برمن جاری ساختند کاش دنیای نگاهم آشنا نمی شد وباغبان مرا برای چیدن انتخاب نمی کرد



منبع: http://love1love.blogfa.com/

گاهی دل انسان درپیچ وخم گزیستن می ماند گاهی مثل ابر پر بارش چشمان عاشقانه می ببارد ودر تنگنای سرد عاطفه دنبال آغوش سبز زمین در هدف رسیدن به ربانیت الهی است برخی مواضع بر روی نظر نگین لب ها خودنمایی ودر بعضی موارد دامن پراکنی می کند هیچ کس یارای نم نم شبنم خفته در دلدادگی نیست تا به چالش زمین عرضه کند وتداعی احساس فوران شده آتشفشان لبریز دل تنگی را بخواند .شاید هم کبوتر صلح بال وپرش را به یادگار روی زمین جا گذاشته  بار الهی حقیقت جلوه ناز است وما نیاز دستانم ملتمس گرفتن نیاز در بر ناز توست وفلسفه عرفان وجود نوستالژی هر آینه تکامل من در دنیای کوچک وکوچکتر احساس می خوانمت ای شه عالم ای نورعینم وای سر برافروخته درونی آشفته!

 



منبع: http://love1love.blogfa.com/